fa

دولت و ملت،همدلی و هم زبانی

Welcome

به جامعه مجازی چت کن خوش آمدید
توجه: جامعه مجازی چتکن يک شبکه‌ي کاربر محور است ؛ ارسالها صرفا بيانگر نظر و عقيده نويسنده‌ي آن بوده و مدیریت سایت هیچگونه مسئولیتی در قبال آنها نخواهد داشت.

اکنون عضو شوید

تولدهای

وبلاگ ها

آقای کافی نقل می‌کردند:داشتم میرفتم قم، ماشین نبود... بيشتر
fa 7 ساعت قبل
آقای کافی نقل می‌کردند:داشتم میرفتم قم، ماشین نبود... بيشتر
fa 7 ساعت قبل
سالها پیش از این زیر یک سنگ گوشه ای اززمینمن فقط ی... بيشتر
fa 7 ساعت قبل

رویداد بعدی

تولد
تولد
ali بهمن 16

اخبار جامعه مجازی چتکن مقام معظم رهبری : فرهنگ یک جامعه اساس هویت آن جامعه است

  • shahla آپلود شده 1 تصویر جدید به خلاصه تصاویر آلبوم
  • 33 دقیقه قبل
    3 15
    15 کاربر این را دوست داشتن
    مرداد 16
    ایییییییییییی خدااااااااااااااااااااا
    مرداد 16
    استغفرالله ربی و اتوب الیه...پناه می برم به خدا...
    مرداد 20
    امین.........یارب مرا ازدرگاهت پس نزن
    شما برای نظر دادن باید ایتدا ثبت نام کنید یا وارد اکانت خود شوید
  • 34 دقیقه قبل
    0 2
    Mehrdad6 و فریبا پاشایی این را دوست دارد
  • zeynab بر روی عکس ♛♛❥❥حـــامـــیـــن❤❤ نظر داد
    ســــــــــــــلام آقا تو این پست قراره مشاعره کنیم هر کی با حاله لایک کنه و بیاد تو تا شوع کنیم. . . . بااجازه بزرگترا اولیشم خودم میگم گوینــد دل به آن بت نامهـربان نده دل آن زمان ربود که نامهربـان نبود
    47 دقیقه قبل
    81 6
    6 کاربر این را دوست داشتن
    مرداد 18
    دلي كز معرفت نور و صفا ديد .. .... به هر چيزي كه ديد اول خدا ديد
    مرداد 20
    در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
    مرداد 21
    رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار

    کار ملک است آنکه تدبیر و تامل بایدش
    47 دقیقه قبل
    شده ام يك خزنده ي وحشي،اژدهايي كه از همه سيرم قصد دارد كه آدمم بكند يك عصا، شكل مادر پيرم
    شما برای نظر دادن باید ایتدا ثبت نام کنید یا وارد اکانت خود شوید
  • دیروز, 06:10PM
    14
    دیروز, 08:01PM
    هیچکدوم,گریه میکنم
    59 دقیقه قبل
    7 و گریه کردن
    51 دقیقه قبل
    4.14
    شما برای نظر دادن باید ایتدا ثبت نام کنید یا وارد اکانت خود شوید
  • 59 دقیقه قبل
    0 11
    11 کاربر این را دوست داشتن
  • یک ساعت پیش
    0 1
    فریبا پاشایی این را دوست دارد
  • هــــوووفففف...بچه ها میخوام نظرتون رو راجع به....این....بگین..خواهشا خواهشا زیر 18 سال نخونن..مرسی « سلام آقای ده نمکی. می دونم اینهارو که می نویسم ربطی به قسمت نظرات نداره. چون ایمیلیتو و تلفنتو نداشتم . نمیدونم چرا دلم می خواست باهاتون درد دل کنم . شاید بخاطر اینکه فیلم فقر و فحشا شما را دیدم. زندگی من هم دستکمی از فیلم نداره. تا چند وقت پیش دختری بودم که در کنار خانوادم زندگی می کردم ولی الان زنی هستم 19 ساله که یا مرد های غریبه زندگی می کنم. بذار از اول تعریف کنم. تو خونه ما دختر حق و حقوق چندانی نداشت . حرف اول و آخر را پدر و برادرم می زد. مادرمم از لحاظ سختگیری فرقی با اونا نداشت. کمبود محبت داشتم . بشدت احساس تنهائی میکردم. نمی تونستم خیلی با دوستام صمیمی و گرم بشم. چت کردن تنها را فرار من از تنهائی بود. یه روز با یه پسر دوست شدم که نهایتا مسیر زندگیمو عوض کرد.تو عسلویه کار می کرد. 27 سالش بود. اصالتا ترک بود وای ساکن تهران بود. فوق لیسانس داشت و سمت خوبی هم داشت. صبح ها که خونه خلوت بود با هم چت می کردیم. خیلی زود بهش دل بستم. بهم ابراز عشق می کرد.از خانوادم بهش گفتم. خیلی برام دلسوزی می کرد. از طریق اینترنت با هم عکس ردوبدل کردیم. یه روز برادرم عکسارو تو کامپیوتر پیدا کرد. در یک کلام بگم روزگارمو سیاه کرد. ولی باز به طور مخفیانه با دوست پسرم چت کردنو ادامه دادم. روزها گذشت . برادرم جریانو فراموش نمی کرد. اعصابم خورد شده بود. افسرده بودم. دلم می خواست خودکشی کنم. چندین بار به بهانه های مختلف کتک خوردم. جانم به لبم رسیده بود.دوست پسرم بهم گفت خودکشی نکن. از خونه ای که قدر آدمو نمی دونن باید فرار کرد. گفت بیا عسلویه تا برات کار پیدا کنم. بعد که شروع بکار کردی به خانوادت خبر بده. اونجا تو کمپ بهت اتاق می دن. بعدا با هم نامزد میشیم و بعد می تونیم ازدواج کنم و کلی حرفای قشنگ قشنگ زد. به هزار مصیبت رفتم بوشهر و سریعا با هزار مکافات رفتم عسلویه.پشیمون شده بودم ولی دیگه فایده نداشت چون را برگشتی نبود. خیلی می ترسیدم. تنها امیدواریم و دلگرمیم فرهاد بود. شب بود که رسیدم. به هزار بدبختی شبو صبح کردم. صبح فرهادو دیدم. برخوردش خیلی گرم نبود. رفت سر کار تا عصر. خوابم برد تا حدود عصر. باز هم شب و ترس. اینبار شب خوابم برد. یه خواب غیر طبیعی.صبح که بلند شدم دیدم چه بلائی سرم اومده. فرهاد هم نبود.نمی تونم حالمو براتون وصف کنم. عسلویه هم که جائی نداشت که برم. رفتن هم فایده ای نداشت. عصر که اومد حسابی باهاش دعوا کردم. ولی اون بهم محبت می کرد و باز هم وعده می داد که ما می خوایم با هم ازدواج کنیم. این وضع دو روز دیگه هم ادامه داشت و تو این دو روز از من سواستفاده کرد . حتی یکروز مرخصی گرفت.بعد از دو روز سرد شد.به بهانه ای الکی باهام دعوا کرد و می خواست بیرونم کنه. به هزار التماس راضیش کردم که بیرونم نکنه. می گفت دیگه نمیشه تو کمپ نگهداریت کرد.فرداش بود که گفت کاری هنوز برات پیدا نشده. مجبوری که از اینجا بری. خیلی التماسش کردم و به دست و پاش افتادم که کاری کنه برام. ( خیلی طول تفسیرش نمی دم و از جزئیات کم می کنم). گفت یه کاری هست که فکر نکنم قبول کنی . گفتم چه کاری.گفت یه مهندس هست که مدیر یه قسمتیه.زنش خارجه. 3 هفته کار می کنه 1 هفته استراحت.اینجا بهش خونه دادن.یه زن می خواد که کارای خونشو کنه .ماهی 400 هزار تومن بهت میده . خوبیش هم اینه که مسکن و غذا داره دیگه و دربدر نیستی تا کار پیدا کنی. فرداش منو به مدیر معرفی کرد. الحق خیلی با کلاس و خوش تیپ بود. 37 سالش بود. باهام صحبت کرد و منو برد خونه. هنوز هم باورش برام سخت بود که در حقیقت منو برای چی می خواست. همون شب بود که به همه چیز پی بردم. گفت صبح تا عصر کار خونه شبها هم برنامه داریم . عملا حق تصمیم گیری و انتخاب نداشتم. نمی دونم فرهاد منو به چه بهائی فروخت. باید سکس های وحشتناک آقا را تحمل می کردم. هیچ راه فراری نبود. بهش گفتم که کارگرا اینجا کمتر از 500 هزار نمی گیرن به من کم میدی. گفت اگر می خوای دوستام میارم . هرچی می خوای از اونا بگیر. تقریبا هر شب مهمان داشتم . اگر نمی خواستم با کتک وادارم می کرد. الحق پول هم می دادند. حق هیچگونه اعتراضی ندارم .باید ازشون ممنون هم باشم و خدمتشون کنم تا منو ندازن بیرون. فرهاد هم چند شب یه بار میاد باهام یه سکسی می کنه و میره. بعدا فهمیدم که زنهای زیادی اینجا کارشون اینه. باورش برای خیلی ها سخته. کم کم شناختم دخترای 18 تا 20 ساله که با بعضیاشون سن باباشونو دارن زندگی می کنن . از در آمدشون راضی هستن . به امید روزی هستن که بتونن با پولی که بدست میارن مستقل بشن. از پولی که می گیرم راضی هستم ولی از کارم هرگز. اینجا رسما کارم فاحشگی شده. شانس داشتم که فاحشگیم ..است. اونائی که در سطح کارگری هستن مصیبت می کشن. هیچ راه فراری ندارم .به این وضعیت خو کردم .نمی دونم چیکار کنم . هیچ وقت فکرشو نمی کردم روزی فاحشه بشم . خیلی راحت فریب خوردم و به بهای ارزونی عصمتمو باختم. راه برگشتی ندارم . من اسم کارمو فحشای صنعتی می ذارم. آقای ده نمکی این خلاصه ای از سرنوست منه که نمی دونم خوب نوشتمش یا نه . امیدوارم تا اخر خوانده باشیش. هنوز هم تو عسلویه دارم به کارم ادامه می دم . وقتی آقای مدیر نیست گریه می کنم . نماز می خونم . با خدا رازو نیاز می کنم . خدا خودش می دونه من اینکاره نبودم . و اگر با فرهاد دوست نشده بودم به اینکار کشیده نمی شدم . هر چند خودمم تا حدودی مقصرم. موفق باشی. پایان.» نویسنده : مسافر ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٦هــــوووفففف...بچه ها میخوام نظرتون رو راجع به....این....بگین..خواهشا خواهشا زیر 18 سال نخونن..مرسی « سلام آقای ده نمکی. می دونم اینهارو که می نویسم ربطی به قسمت نظرات نداره. چون ایمیلیتو و تلفنتو نداشتم . نمیدونم چرا دلم می خواست باهاتون درد دل کنم . شاید بخاطر اینکه فیلم فقر و فحشا شما را دی...نمایش بیشتر
    دیروز, 03:23PM
    اگه کسی معترضه بگه برش دارم
    شما برای نظر دادن باید ایتدا ثبت نام کنید یا وارد اکانت خود شوید
  • ♛♛❥❥حـــامـــیـــن❤❤ آپلود شده 1 تصویر جدید به خلاصه تصاویر آلبوم
    خیــــــــلی زیبا..
  • ♛♛❥❥حـــامـــیـــن❤❤ آپلود شده 1 تصویر جدید به خلاصه تصاویر آلبوم
  • ♛♛❥❥حـــامـــیـــن❤❤ آپلود شده 1 تصویر جدید به خلاصه تصاویر آلبوم
  • با دستان خالی از دنیا خواهم رفت …
    نباید نگران باشم چون حداقل با دلی پر میروم !
  • با دستان خالی از دنیا خواهم رفت …
    نباید نگران باشم چون حداقل با دلی پر میروم !
  • روزگار...
    ﺩﻧﺒـــــﺎﻝ ﭼﻪ ﻣﯿﮕﺮﺩﯼ ؟؟؟؟؟

    ﻓــــﺎﻝ ﻣﺎ ﮔﺮﻓــــﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﺩ !

    ﺣﺎﻟـــــــﻤﻮﻥ ﻣﻬــــــــﻢ ﺑﻮﺩ
    ﮐــــﻪ ﺗﻮ ﻣﺎﻫــــــﺮﺍﻧﻪ ﮔﺮﻓﺘـــــــــــﯼ ...
  • ♛♛❥❥حـــامـــیـــن❤❤ عکسی را که گذاشته دوست دارد
    ما شیعه ایم اما فقط درثبت احوال!! آقای من امشب غزل تغییر کرده شعرم فضای تازه ای تصویر کرده شعرم همیشه گفتن «آقا بیا» بود ذکر قنوتم خواندن «آقا بیا» بود امشب ولی دیدم که اینجا جای تو نیست بین تمام قال ها آوای تو نیست دیگر میا اینجا کسی در فکرتان نیست اصلا نیاز هیچکس صاحب زمان نیست زن ها گرفتار اصول خاله بازی مردان پی راهی برای پول سازی در اولویت کسب و کار است و تجارت حالا اگر فرصت زیاد آمد ،عبادت! روزی هزارو خورده ای دعوا سرِ پول اصلا تمام حرص و جوش ما سر پول این سینما هم که طرفدارش زیاد است بیچاره مامور بلیت کارش زیاد است یا “مش ماشالا” یا “وفا” یا “کیفر” و “آل” این تازه بحث سینما منهای فوتبال هی اِل کلاسیکو، پلی آف، لیگ برتر یک جمعه ی حساس و شهرآورد دیگر کنسرت موسیقی پاپ و رپ ، کلاسیک میز و موبایل و ماشین و ویلا و پیک نیک جشن تولد ، سیسمونی ، عقد و عروسی آهنگ تازه ، تیپ نو، موی تیفوسی! شیطان ملعون لشکری کرده مهیا ذهن منو امثال من درگیر اینها حالا تو اصلا جای من ، با این مشقت وقت دعای ندبه میماند برایت؟! جمعه که تعطیل است و دائم خواب ماندیم خیلی هنر کردیم اگر یک عهد خواندیم! ما شیعه ایم اما فقط در ثبت احوال! ما بی بخاریم و گرفتاریم و بی حال ما را هوای نفسمان بیچاره کرده با هر گناهی بینمان افتاده پرده عیسی نفس ! جانی بده این مرده ها را لطفی کن و دستی بکش روی دل ما آقای من بیدارمان کن این چه حالی است؟ ولله در افکارمان جای تو خالی است! مردیم از بس حرص و جوش پول خوردیم! آقا ببخشم جان تو!جان عمویت! شرمنده از روی توام قربان رویت پایان شعرم را عوض کردم دوباره از شعر های قبلی ام خواندم دوباره «دق کردم از بس گریه کردم کی میایی؟» امیدوارم جمعه ی دیگر بیایی…ما شیعه ایم اما فقط درثبت احوال!! آقای من امشب غزل تغییر کرده شعرم فضای تازه ای تصویر کرده شعرم همیشه گفتن «آقا بیا» بود ذکر قنوتم خواندن «آقا بیا» بود امشب ولی دیدم که اینجا جای تو نیست بین تمام قال ها آوای تو نیست دیگر میا اینجا کسی در فکرتان نیست اصلا نیاز هیچکس صاحب زمان نیست زن ها گرفتار اصول ...نمایش بیشتر
  • ♛♛❥❥حـــامـــیـــن❤❤ عکسی را که گذاشته دوست دارد
    خطای دیــــــــــــــد..
  • ♛♛❥❥حـــامـــیـــن❤❤ عکسی را که گذاشته دوست دارد
    خطای دید خیلی خیلی باحال..
  • ♛♛❥❥حـــامـــیـــن❤❤ عکسی را که گذاشته دوست دارد
    خطای دید فوق العاده..
    یک ساعت پیش
    1 4
    4 کاربر این را دوست داشتن
    دیروز, 05:22PM
    چه قشنگه رنگاش
    شما برای نظر دادن باید ایتدا ثبت نام کنید یا وارد اکانت خود شوید
  • ♛♛❥❥حـــامـــیـــن❤❤ عکسی را که گذاشته دوست دارد
    إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است (التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری علیه السلام ص309)
  • ♛♛❥❥حـــامـــیـــن❤❤ عکسی را که گذاشته دوست دارد
    ســــــــــلام عاقا برای دل درد و دل پیچه چیز خوب و موثری سراغ دارین عایا؟؟؟
    دیروز, 01:45PM
    د که می توانند دردها و سوزش معده را بهبود بخشند که از جمله می توان به شیرین بیان،‌ زردچوبه و ختمی اشاره کرد.
    این گیاهان برای دل پیچه نیز مفیدند
    شیرین بیان

    ریشه شیرین بیان حاوی ترکیباتی است که خواص درمانی دارند. تاثیرات این گیاه در درمان مشکلات گوارشی و زخم معده توسط تحقیقات علمی ثابت شده است. برای مصرف می توانید5 تا 15 گرم ریشه خشک آن را به شکل پودر یا دمنوش(‌ 2 تا 5 گرم در 150 میلی لیتر آب) 3 بار در روز پس از هر وعده غذا میل کنید.

    زردچوبه

    زردچوبه نیز به مقابله با مشکلات گوارشی کمک می کند. بعضی ترکیبات موجود در آن تاثیر آنتی اکسیدانی بسیار بالایی دارند. در واقع همین آنتی اکسیدان ها هستند که تاثیرات مثبت زردچوبه را در پی دارند. مصرف نصف تا یک قاشق پودر خشک زردچوبه در روز حدود 60 تا 200 میلی گرم ار این ترکیبات را تامین می کند. می توانید 1 تا 5/1 گرم پودر آن را در 150 میلی لیتر آب جوش به مدت 10 تا 15 دقیقه دم کنید و روزی 2 فنجان میل کنید.

    گیاه ختمی

    این گیاه به خاطر خواص مسکنی شناخته شده است که می تواند انواع التهابات و تحریکات را به کمک آن درمان کرد. گیاه ختمی مقدار زیادی پکتین و موسیلاژ دارد. این ترکیبات با محافظت از بافت ها نسبت به اسید معده باعث تسکین مخاط سیستم گوارشی می شود. 2 گرم ریشه خشک آن را در 200 میلی لیتر آب جوش دم کرده و میل کنید.
    د که می توانند دردها و سوزش معده را بهبود بخشند که از جمله می توان به شیرین بیان،‌ زردچوبه و ختمی اشاره کرد.
    این گیاهان برای دل پیچه نیز مفیدند
    شیرین بیان

    ریشه شیرین بیان ...نمایش بیشتر
    دیروز, 01:46PM
    البته اب لیمو و اب و یکم شکر کارخودشو میکنه
    دیروز, 03:26PM
    ووویی اوخی چرا قیافه بچم اینجوریه؟؟؟
    دیروز, 03:26PM
    اوخیی
    شما برای نظر دادن باید ایتدا ثبت نام کنید یا وارد اکانت خود شوید

בلــنـפּـشتـہ

شما برای نظر دادن باید ایتدا ثبت نام کنید یا وارد اکانت خود شوید
دیروز, 06:34PM
من گریه هامو دوست دارم..چون سبکم میکنه...
دیروز, 03:49PM
حافظه ی آدم های غمگین قویست

می دانند کجای آن روز

مُرده اند …
دیروز, 03:49PM
آری ، آمدن دلیل می خواهد

ماندن بهانه و رفتن هیچکدام …
مرداد 21
وقتی حس میکنم ...
جایی در این کره خاکی تو نفس میکشی
و من از همان نفسهایت نفس میکشم...
ارام میشوم !
تو باش!
هوایت!بویت!
برای زندگی کردنم کافیست.
مرداد 21
خداجونم کمکم کن....من خیلی میترسم
مرداد 21
نیدا...نیدا...نیدا...نبودنت داغونم میکنه
مرداد 20
بسلامتی دختری که شب عروسیه دوس پسرش میرقصه بعدش دستشو میندازه گردن عروس میگه مراقب داداشم باش
مرداد 20
آنه ! تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت
وقتی روشنی چشمهایت
در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود
با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت♥♥
مرداد 19
جـــدایــی مــان
هیــچ یکـــ از تشــریفــات زمان آشنایی را نــداشت،،،
فقــط تــو رفـــتــی
و مــن ســعی کـــردم
" سـنگ دل بــاشـــم "
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 ... » »»
'':
محو شدن
اسلاید
امتیاز: